دكتر عقيقى بخشايشي

1613

چهارده نور پاك ( فارسي )

احمد بن اسحق اشعرى ، على بن جعفر همدانى . يكى از آنان وضع پريشان و گرفتارى زندگى خود را با امام در ميان نهاد ، و از فشار بدهكارى خود ، شكايت آغاز نمود . ( 1 ) امام به نماينده و وكيل خود به نام عمرو دستور داد : " سى هزار دينار به عثمان و سى هزار دينار به على بن جعفر و سى هزار دينار به خود وكيل و نماينده‌اش عنايت شود " . ابن شهرآشوب نويسندهء كتاب شريف مناقب پس از نقل اين جريان مىافزايد ، اين ترتيب عنايت امام ، يك نوع معجزه است ، چون تنها ملوك و پادشاهان مىتوانند چنين بخشش و عطايى را داشته باشند " . ( 2 ) 15 . بخشش و احياى حقوق شيعه يكى از دانشمندان اهل سنت به نام كمال الدين فرزند طلحه در كتاب خود ( 3 ) اين داستان را آورده است . ( 4 ) " روزى ابوالحسن ( عليه السلام ) به حومهء شهر سامرا سفر كرده بود در آنجا بود كه يكى از اهالى آن محل كه از دوستداران اهل بيت ( عليه السلام ) بود احتياج شخصى خود را به امام ( عليه السلام ) عرضه كرد و اظهار داشت كه قرض سنگينى ( 10 هزار دينار ) او را دربرگرفته است كه به آسانى قدرت تحمل آن را ندارد ، و كسى را جز آن بزرگوار ، سراغ ندارد كه به او عرض حاجتى نمايد . . . . امام ( عليه السلام ) فرمود : هرگز ناراحت و دلتنگ مباش و به ترتيبى كه من مىگويم رفتار نما ! و كوتاهى مكن : امام با خط خودش ، ورقه اى نوشت و دستور داد اين دستخط را بگير ، هنگامى كه به سامراء آمدى آن را از من مطالبه كن . هر چند كه در حضور مردم باشد مبادا در اين باره كوتاهى و قصور ورزى ! روزى كه امام در سامراء با عده اى از بزرگان و اطرافيان خليفه ، اجتماعى داشت ، آن مرد عرب ، وارد مجلس شد و دستخط امام را نشان داد و با اصرار تمام ، مطالبهء وجه نمود .

--> 1 . بحار الأنوار ج 50 ، ص 126 چاپ جديد . 2 . حلية الابرار ج 2 ، ص 459 . 3 . " مطالب السؤال " تأليف كمال الدين بن طلحة ( مطبوع ) . 4 . حلية الاولياء ج 2 ، ص 460 ، الصواعق المحرقة ص 123 .